يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

مقدمهء مصحح 33

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

اسلامى بود و سهروردى خود را وارث دو سنّت بزرگ فكرى قديم يعنى يونانى و ايرانى مىدانسته است ، و در افق فكرى او افلاطون و زردشت و پادشاهان فرزانه و حكيم ايران باستان و حكماى الهى قبل از سقراطى يونان شارحان يك حقيقت و مفسّران يك پيام معنوى بودند كه سهروردى خود را احياكنندهء آن مىدانست . به همين جهت در حكمت اشراقى فرشتگان مزدائى و مثل افلاطونى به صورت يك حقيقت جلوه‌گر شده و وحدت نور كه همان وجود است بر ثنويّت ظاهرى مزدائى و كثرت عالم مثالى افلاطونى حكم‌فرما است . نيز از خصائص مهمّ حكمت اشراقى ازدواج و آميزش حكمت ايران باستان و عرفان و حكمت اسلامى است . سهروردى موفّق شد در حالى كه عارفى كاملا اسلامى و مفسّرى عميق از حقائق قرآنى بود ، در آسمان معرفت اسلامى حقائق رمزى و تمثيلى حكمت ايران باستان را مشاهده كند و به آن حيات نوين بخشد . در واقع از طريق تأويل قرآن سهروردى توانست حكمت خسروانى را در افق معنوى اسلام منزلگهى رفيع بخشد و در حيات عقلى و فكرى ايرانيان مقامى از براى آنچه از ميراث قبل از اسلامى ايشان از لحاظ فكرى جنبهء مثبت داشت بدست آورد . در نظرگاه سهروردى و حكمت اشراقى او نور محمّدى بر حقيقت ملكوتى پيام اديان و حكمت‌هاى پيشينيان از هرمس و فيثاغورس گرفته تا زردشت و حكماى فرس دميده و بار دگر اين حقائق را در اذهان روشن ساخته است به نحوى كه حقائق مشهود حكمت باستان است در حالى كه نورى كه مشاهدهء اين حقائق را امكان‌پذير مىسازد همانا نور منبعث از وحى قرآنى است . لذا همان حكيمى كه پايه‌گذار حكمت اشراق و